گلوله ای بِجهید و نُقل مجلس شد / دل رمیده ی ما را انیس و مونس شد!

 

دو روز از قتل میترا استاد بدست شوهرش با کلت کمری می گذرد و هنوز بسیاری از سیاستمداران هوس کم رنگ کردن حواشی و پرداختن به اصل را ندارند و شاید اصلا رسانه های ما رسالت خویش را گم کرده اند و یا رسالت خویش را در ماهیگیری از آب گل آلود پیدا کرده اند.

رسانه های جریان مقابلِ قاتل داستان دوست دارند این شلیک را نه شلیک یک مرد به همسرش (که چندی پیش او را عاشقانه دوست داشت)، که شلیک یک جریان سیاسی به هویت آزادی خواهی و دموکراسی طلبی خودش قلمداد بکنند و بگویند دیدید که شما هم هفت تیر کش هستید و خشونت طلبی از سر و روی شما هم می بارد و اصلا این پایان تراژدی اصلاحات در ایران است! و چشم امید به این دارند که مردم با ناامید شدن از جریان متبوع نجفی به جریان مقابل دل خوش خواهند کرد.

فارغ از اینکه نجفی نماینده کدام جبهه سیاسی بود یا نه و اینکه این اقدام نابخردانه و خشونت بار وی تا چه حد از استراتژی همفکرانش نمایندگی می کند یا نه و اینکه آیا مردم با دلسردی از جبهه فکری نجفی تا چه حد مجذوب جریان فکری مقابل می شوند یا نه! انگار همه فراموششان شده است تا جایی که ما یاد داریم خانواده ایرانی جای مهر و محبت و عاشقانه ها و خواندن اشعار حافظ و شهریار و … بوده و تفنگ و فشنگ و چاقو و اسید نقش زیادی در خانواده ایرانی ها بازی نمی کرده است!
البته ضد انقلاب هم بیکار ننشسته و همچون برخی انقلابی ها، فارغ از اصل قتل و کشتار و خشونت، دنبال موش دواندن و ماهیگیری از آب گل آلود است و پای نهادهای امنیتی را جلو می کشد.
اکنون چه شده است که صدا و سیمای ما بصورت لحظه به لحظه قبل از هر گونه محاکمه و حتی تحقیقات تکمیلی به سانِ شبکه های خصوصی تلویزیونی جزئیات ماجرا را مورد “واکاوی” قرار می دهد و یک روزنامه تیتر صفحه اولش را عکس خانوادگی قاتل و مقتول انتخاب می کند. کجا هستند مهندسان و روانشناسان اجتماعی ما، که بگویند که بررسی کنند چه بر سر جامعه آمده است و به کدامین سمت می رویم که ارزشهای انسانی در پایین ترین رده های اعتباری قرار گرفته و زیر چرخ دنده های سیاسی بازی ها له و لورده می شود؟ شاید برخی از آنها آماده انتخابات می شوند و وقت زیادی برای این کارها ندارند یا اصلا برای خود رسالتی در اینگونه موارد تعریف نکرده اند!

نگارنده نه عضو حزب و جناحی است و نه قصد دفاع از جبهه فکری خاصی دارد، پس بهتر است روی سخن ما با مردمی باشد که درگیر مشکلات و مصائب اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی هستند، اگر به خود نیاییم خدای ناکرده ممکن است این کلت نابکار روزی در دستان ما قرار گیرد و یا بسوی ما هدف گیری شود آن هم در حریم خانواده ای که بایستی امن ترین جای جهان باشد که الان آرام آرام دارد به ناامن ترین جای جهان تبدیل می شود.

اشتراک این خبر در :