بزرگترین سرمایه‌ که یک حکومت می‌تواند داشته باشد این است که عموم مردم نسبت به آیندۀ جامعه و کشورشان امیدوار باشند.

چند سال قبل تحقیقی در رابطه با دانشجویان مالزی در کشور آمریکا انجام شد که نتیجۀ آن این بود که حتی یک دانشجوی مالزیایی پس از اتمام تحصیل در آمریکا نمی‌ماند و همه به مالزی برمی‌گردند. چرا؟؟ چون مسئولان در مالزی کشورشان را با یک عقلانیت استاندارد، منطقی و جهان‌شمول مدیریت می‌کنند در نتیجه جوانان مالزیایی نسبت به وضعیتی که امروز دارند و آینده‌ای که پیش روی این کشور است بسیار امیدوارند در نتیجه کار و زندگی در کشور خودشان را بهترین انتخاب می‌دانند.

انسان نخست برای آیندۀ خویش به تأمین نیازهای اولیه فکر می‌کند لااقل اکثریت این‌گونه هستند، حفظ ارزش‌هایی همچون انسانیت، معنویت و عدالت در سایۀ تورم دو رقمی و فقر قابل تصور نیست و دیانت و درستکاری انسان در گرو سلامت و آرامش اقتصادی‌ اوست پس در شرایط بد اقتصادی نباید انتظار داشت که همه را زاهد کنیم.

مردم آن زمانی همراه مسئولین خود خواهند شد که آنها را همراه خود ببینند، وقتی هوا سالم باشد، ادارات کارآمد باشند، نرخ تورم حداکثر تک رقمی باشد، بتوان با گذرنامه ایرانی مانند مالزی به ١٣۵ کشور سفر کرد، وقتی ورود به فروردگاه‌های بین‌المللی برای یک شهروند ایرانی دو ساعت و نیم طول نکشد، وقتی جاده‌ها امن باشند، وقتی بیت‌المال حساب و کتاب داشته باشد، وقتی امور با آیین‌نامه اداره شود، وقتی رسانۀ ملی خودی و غیرخودی نداشته باشد، وقتی اخذ وام برای همه مراحل مشترکی داشته باشد، آن‌گاه می‌توان نسبت به آینده امیدوار بود.

در نهایت ما مسئول مسائل ایران هستیم که باید آنها را حل کنیم بعد برویم سراغ حل مسائل جهان، چون قاعدتا کسی با حل مسائل در سطح جهان مخالف نیست. بحث صرفا بحث اولویت‌بندی است، بحث سنجیدن مقدورات با اهداف است.

ما در طی یک دهه آینده نیاز به نرخ رشد اقتصادی پنج درصدی داریم تا اینکه هم جمعیت کشور بیشتر شود و هم مردم خوب زندگی کنند در غیر این صورت احتمالا باید برای بحران‌های اجتماعی و زیستی بزرگی آماده باشیم .

غلامحسین مسعودی ریحان

اشتراک این خبر در :